بستن تبلیغات

ملیسا ؛ هدیه آسمانی

ملیسا ؛ هدیه آسمانی

دلنوشته هایی برای فرشته معصوم

سالروز آشنایی مامان و بابا و بیست و پنج ماهگی ملیسا خانم

سلام بابا جوونم ماچ. امروز یه مناسبت مهم و شیرین در خصوص من و مامانه . امروز سالگرد آشنایی من و مامانت ، سرآغاز فصل عشق و زندگی ، شور عاشقی ، گذشت و مهربونی و از همه مهمتر امید و آرزوست . امروز دقیقا ساعت 6 عصر ، مامانت به خیمه تاریک و غمزده دلم که از دوری و جدایی خواهرزاده ام  الناز دردناک بود و خانوادم رو مستهلک کرده بود ، وارد شد و فداکاری و مهربونی رو در حق من هبه کرد . امرزو ساعت 6 عصر بهانه ای می شه برای داشتن تمام خوبیهای دنیا نظیر : مامان ،  خانواده مامان در کنار خانواده خودم . خدا رو شاکرم به خاطر تمام این الطاف ، راستی بابا الان یک هفته می شه که پام تو گچه. اومدم تو اداره فوتبال بازی کنم و از اونجایی که این نقل قول به حد تواتر رسیده که بازیکن خوب رو همیشه می زنند خندهمچ پام پیچ خورد و مجبور شدم گچ بگیرم . یه مقدار بد موقعی شد ، الان که نزدیک عروسی خاله می تونستم کمک باشم ، این اتفاق افتاد .

الهی فدات شم جدیدا حرفهایی می زنی که دل ما برات قنج می ره : مثلا بابا بدو لیموسیرین: یعنی بابا بدو بیا لیمو شیرین بخوریم . الهی فدات شم که از الان هوای بابا رو انقدر داری . یا مثلا دیروز صبح که از خواب بیدار شدی و مامانی اومده تا بغلت کنه ببره پذیرایی داد زدی و گفتی برو بیرون . الهی فدات شم اول صبح از خواب پا شدی دچار یاس فلسفی شدی؟ قربونت بره بابا.

تولد پریا خانم و فوت کردن فش فشه خاموش توسط شما جیگر بابا

گیتار نواختن ملیسا خانم




[موضوع : ]
[ چهارشنبه 1 / 8 / 1392 ] [ 11:21 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
دومین جشن تولد ملیسا و سی و دومین جشن تولد بابای ملیسا

سلام بابا جونم . سلام می دم به خانمی که دو سال از بهترین روزهای زندگیم رو باهاش گذروندم . سلام می دم به خانمی که مامانش این هدیه زیبا رو به عنوان کادو دقیقا دو سال پیش تو جشن تولدم به من هدیه داد . از مامانت ممنونم که عزیزی چون تو رو به عنوان بهترین هدیه دنیا به من اهدا کرد . تو و وجود تو نازنین بهترین هدیه برای هر جشن تولد منه . ميدونم امروز بارها و بارها تولدت رو تبريک گفتند و شايد واژه هاي تبريک اونها زيباتر بودند اما  با عشقي که من به همراه تبريکم روانه قلب مهربونت ميکنم قابل قياس نيست روز ميلاد تو روز شکفتن غنچه هاي مهربانيست با تمام وجود دوستت دارم بابا  .بزار بازم همین جا از تمام عزیزانمون که منت به سر ما می زارن و با تمام سختیها و گرفتاریهایی که دارند از تو مراقبت می کنند تشکر کنم . خصوصا مامان لقا . انشالله که همیشه سلامت و سرزنده باشند . بابا جوونم سئوال من و مامان از شما اينه : کدامين هديه را به قلب مهربانت تقديم کنيم که خود گنجينه ي زيبايي هاي عالمي؟ اي شيريني لطيف ترين سرود طبيعت، چگونه خدا را براي چنين بخشش رنگيني شکر گوييم؟

نازنین دخترم ، هرسال وقتي در 30 شهريور ماه هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟....
و دو سال پيش  فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که  زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه

مهربون دخترم ، درسي امين طلوع شهريور،دومين گل سپیدرادرگلدان عمرت می فشانم به امیدروزی كه گلدان عمرت صاحب صدشاخه گل شود.

بابا جوونم تمام دارایی من قلبیه که تو سینه دارم و برای تو می تپه ، مي دونم كه هيچ وقت نتونستم به خاطر محدوديت هايي كه دارم براي تو بهترين ها رو فراهم كنم ، مي دونم كه شايد قبلا و حتما پس از اين حسرت خيلي از نداشته ها رو با نداشتن خودم به دلت مي زارم ، اما تو اين ، تنها دارايي ارزشمند من رو بپذير ، با دستهايي لرزان  آن را به تو تقدیم میکنم

روز تولدت خیلی خوش گذشت . الهی فدای اون ذوق کردنت بشم .

خوب چند تا عکس از شب تولد شما:

این کارت دعوت شما برای میهمانان هستش.

کیک تولد ملیسا و بابای ملیسا

ملیسا در حال برش کیک تولد

ملیسا و آریا و پریا

کادوهای ملیسا خانم و بابای ملیسا در یک نگاه

یک شب آقا پلیسه اجازه داد تا با ماشینش عکس بندازیم. ملیسا هم داره گشت می زنه و هم دستبند دستشه و میخواد خلافکارا رو دستگیر کنه. الهی قربون اون پلیس مخفی بازی درآوردنت شم.




[موضوع : ]
[ شنبه 30 / 6 / 1392 ] [ 21:28 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
سفر بخیر عزیزم

سلام عزیز دل بابا . سلام ملیسای خوشگل و خوش سیرتم . الهی فدای اون شیرین زبونیهات بشم . ببخشید که باز هم دیر اومدم  و دیر به وبلاگت سر زدم . الان تقریبا یک ساعتی می شه که از سفر رامسر برگشتیم . خیلی خوش گذشت . دقیقا تو حیاط ویلا کلی وسایل بازی بود که شما از ابتدای صبح تا انتهای شب و موقع خواب جیغ و داد می کردی و آهنگ تاب تاب عباسی رو سر می دادی . از اونطرف هم 4 تا بچه گربه بودند که شما کلی باهاشون بازی کردی . از همه مهمتر فضای بسیار ایده آل و زیبای حیاط ویلا بود که واقعا عالی بود ، صدای دریا  و آب ، نسیم صبحگاهی ، آلاچیق قشنگ و شام خونگی و ..... خلاصه از همه مهمتر بودن در کنار هم ، مامانی ، بابایی ، آریا ، پریا و .... واقعا این سفر رو برای تو لذتبخش کرده بود . راستی بابا جوونم تله کابین رامسر رفتیم و شما هم مثل یک دختر نترس و شجاع از تله کابین و قشنگیهای مراتع و کوه÷ایه های رامسر لذت بردی . خوب عزیزم . من کم کم برم و به کارهام برسم . خدا رو شکر می کنم که این سفر رو هم به سلامت رفتیم و برگشتیم و از خدا می خوام که خانواده ها رو با فراهم کردن مقدمات سفر به هم نزدیکتر کنه و روزهای خوب و خوشی رو براشون مقدر کنه . راستی چند تا از کلمات جدیدت رو اینجا می نویسم :

رسیدیم : سیسیدیم

پیچ گوشتی : چیچ گوچتی

وای بابا جوونم خیلی خسته ام ، ذهنم یاری نمی کنه . ایشاله تو یه پست دیگه برات می نویسم .

این عکس نوع ماست خوردن شما رو به خوبی داره نشون می ده :

این عکس نوع خوابیدن شما رو به خوبی و بطور واضح داره نشون می ده :

این عکس شما قبل از خوندن خطبه عقد خاله و عمو هستش . ایشاله تمام مادر پدرها این روز رو ببینند :

اینها هم عکسهای رامسر و لاهیجان هستش



[موضوع : ]
[ دوشنبه 11 / 6 / 1392 ] [ 19:17 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
فرشته زیبای زندگی من و مامان : دوستت داریم

قلبسلام دختر ناز و مهربونم . ملیسای عزیزم . الان که دارم این نوشته رو برات ی نویسم شما خوابی. دیشب شب قدر بود. خیلی از دل شکسته ها و افرادی که جز خدا تکیه گاه واقعی ندارند ، دیشب به درگاهش استغاثه کردند و ازش کمک خواستند . انشاله که خدا به نیاز همه این افراد پاسخ مثبت می ده چون خودش گفته که من بهترین بخشنده ها هستم . دیشب تو رو بغلم گرفتم و آروم ازت خواستم تا برای الناز ، دختر عمه خوبت بهترینها رو از خدا بخواهی . از خدا خواستم تا بهش الهام کنه که ما عاشقونه دوستش داریم و بی صبرانه منتظریم تا بزرگتر شه و با درک اوضاع ،شرایطش مهیا شه و بیاد سراغمون . چند رو پیش به دعوت یکی از دوستان برای انجام کاری دو روز رفتیم بابلسر و شما  کلی بهت خوش گذشت . دیشب برای اولین بار بستنی آلاسکا با طعم پرتقال خوردی . الهی قربون اون طرز بستنی خوردنت بشم. جدیدا به هر کسی که تمایل داشته باشی که غذا یا نوشیدنی بهت بده ، با گفتن کلمه بیشین ، اصرار می کنی که حتما کنارت بشینه و از دست اون غذا بخوری . الهی فدات شم . غذا نخوردنت هم که یه معضل برای همه شده. یه ماشین برقی برات گرفتم که وقتی بهت میگم گاز بده تا ماشین حرکت کنه ، شما هم به سرعت شروع می کنی فرمون و بدنه ماشین رو با دندون گاز گرفتن . خوب گناه نداری هنوز نمی دونی که پدال گاز ماشین چیه؟ قربونت برم من .

کلمات جدیدی که شما به کار بردی  :

آره : آده

خیار : سیار

هندوانه : نونونه

ماشین : ماسین – بیب بیب

بستنی : بسسنی

امیر مهدی یه مار آبی رو به دست گرفته

اینجا شما بغض کردی



[موضوع : ]
[ سه شنبه 8 / 5 / 1392 ] [ 15:34 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
دومین نیمه شعبان ملیسا خانم

سلام بابا جوونم قلب بازم فرصتی شد تا بیام و از تو و خوبیهات بنویسم . از شیرین زبونی هات ، از ناز کردنت ، از دلبری هات ، از خوشگلیت و مهربونیت بنویسم . الهی فدات شم تا می بریمت بیرون هر خانمی که شما رو می بینه ناخودآگاه می گه : عزیزم. خوب اتفاق مهم این که امروز به سلامتی بله برون خاله شیماست . اگه خاله بره خونه بخت ، مامانی و بابایی تنها می شن . اونوقت شما و آریا و پریا هستید که باید همدم و مونس و کمک دست مامانی و بابایی باشید . انشاله که همه جوونهای دم بخت زود ازدواج کنند و به خونه بخت برن، بیا امروز که نیمه شعبان و روز میلاد و تولد امام زمان هستش دعا کنیم تا عمه هم به خونه بخت بره و اون هم خوشبخت شه . انشالله . خوب دیگه صاحب یه عموی جدید هم شدی و حالا کلی عمو ی مهربون داری .

اجازه بده اینجا چند تا از کلماتی رو که می گی بنویسم:

علو: آلو

عموپورنگ : امپنگ

توپ بازی : توبازی

شیما: شیا

چیپس : چیس

عکس : اس

ماست : ماس

آریا : آییا

پریا : پپر

شادی : شاتی

امیر مهدی: اممدی

کفش : کشی

مرسی : میسی

دنت: دا

قاشق : گاشو

پوشک: پی پی

سرسره : بالا

جامپینگ: پر

تولد : تلود

آیناز خانم 6 ماهگی خودش رو با کیک پخته شده توسط مادرش در کنار تو برگزار کرد

تلفن صحبت کردن شما بسیار دیدنی و تماشایی هستش

ملیسا و عینک دودی ملیسا

ملیسا و آریا خان



[موضوع : ]
[ دوشنبه 3 / 4 / 1392 ] [ 12:09 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد