ملیسا ؛ هدیه آسمانی

دلنوشته هایی برای فرشته معصوم

عید سعید فطر و دیدار از باغ وحش

سلام دختر گلم . الان که دارم این نوشته رو برات می نویسم سه ساعتی می شه که از باغ وحش ارم برگشتیم و شما ده دقیقه ای میشه که رو دست بنده بور خیلی معصومانه ای خوابیدی . از طرفی عید فطر رسید و تو این روز بهترین آرزوها رو برای تو و تمام اطرافیانم داشتم . دعا کردم تا همه سلامت باشند و پایدار . دعا کردم تا همه بچه ها بهترینها تو تقدیرشون باشه و روی خوشی همیشه به سمتشون در تلاطم باشه . امروز خاله زنگ زد و گفت بریم باغ وحش . از اونجا که شما نازنین دخترم هم حوصلتون سر رفته بود با استقبال فوری ما این پیشنهاد مواجه شد و عصر به همراه آریا و پریا رفتیم باغ وحش تا حیوانات زیبا و دوست داشتنی رو ببینیم و همه نوع حیوونی دیدیم ، فیل . خرس . اسب. گورخر . شیر . پلنگ و .... خلاصه اینکه به شما خوش گذشت .

چند تا عکس زیبا از اتفاقات امروز اینجا برای شما بارگزاری می کنم دختر خوشگل و نازنینم .



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 8 / 5 / 1393 ] [ 0:29 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
ماه مبارک رمضان و شبهای قدر

سلام بابا جوونممحبت . خوبی؟ بازم ببخشید اگر دیر اومدم تا برات بنویسم . الان که دارم این متن رو برات می نویسم ساعت 17:45 روز شنبه مورخه 28/04/1393 و شما دقیقا 2 سال و 9 ماه و 29 روز سن داری .

دیگه برای خودت خانمی شدی . یه خانم با کلاس و مودب و با فرهنگ . البته یه روز ما یه اشتباهی کردم و وقتی داشتیم یه کتاب حیوانات رو با هم می خوندیم ، ادای یه الاغ رو برات در آوردیم . از اون به بعد به انحاء مختلف و در موقعیت های گوناگون ، جلوی کبیر و صغیر و وزیر و .... شما با صدای رسا فریاد می زنی : بابا داود الاغه.تعجب الهی قربونت برم . هر چند همه تو رو حذر می کنند از گفتن این حرف . ولی انقدر به من لحن و طرز گفتنت حال میده که خدا می دونه . شاید تنها جایی که گفتن این حرف مصداق توهین نداره ، همین جاست . قربونت برم الهی .بوس

تازگیها یه ترفند یاد گرفتی که وقتی به کار می بری به هیچ وجه نمبشه در برابر خواسته شما مقاومت کرد : اون ترفند چیه ؟ بابا داوود میخوایی برام پوخه ( کنایه ازپفک ) بخری؟ می خوایی برایم بستنی بخری؟ میخوایی من تو کامپیوتر ماشین بازی کنم؟

خلاصه اینکه خوب یاد گرفتی چیکار کنی . خوب.

جدیدا قهر کردن رو هم یاد گرفتی ، تا تقی به توقی می خوره با ناز و ادای جنیفر لوپزی و یه شونه بالا انداختن و با تلفظ کلمه ایش ، به سمت یک جتن پناه به نام اتاق خواب حرکت میکنی و با بستن درب اتاق به معنای واقعی کلمه به ما می فهمونی که شما تشریف بردی به خونه قهر.الهی فدات شم گل بابا.

همین الان هم تشریف آوردید اینجا و تو تبلت داری کلاه قرمزی و جام جهانی رو می بینی و لبخند های ریزی رو همزمان با تماشای فیلم می زنی .

خوب بابا جوون خوشبختانه امتحانات این ترمم تموم شد و با یاری خدا ، لطف و ایثار مامانی و بابایی بخاطر نگه داشتن شما موقع درس خوندن بنده ، همکاری شما و ..... معدل این ترمم بالای 18 شد و به امید خدا با دو واحدی که برای تابستون برداشتم ، مهر ماه باید پایان نامه رو ارائه بدم .اما نکته آخر اینکه امسال ماه رمضان خیلی ماه سختی بدلیل گرما و ساعات طولانی روز هستش . تو این شبهای قدر بیا دعا کنیم برای بچه هایی که به دلایل مختلف بیمار هستند . برای والدینی که بیمار هستند و بچه هاشون بدلیل بیماری پدر و مادر ، ناراحت و دل نگرونند . خوب بابا جوون با اجازت من برم چند تا عکس هم برات انتخاب کنم و اینجا به یادگار بزارم . تو و تمام بچه های دنیا رو به خدای مهربون می سپارم . دوستت دارم .

بابا جوونم الان رفتم دوربین عکاسی رو آوردم تا از عکسهای جدیدت تو وبلاگ قرار بدم ولی برای اولین بار دیدم که تو این یک ماه هیچ عکس از شما ننداختیم .اون هم بدلیل وجود مشغله زیاد کاری و ... . درعوض تا دلت بخواد شما نازنین دخترم از اقصی نقاط خونه ، در و دیوار و ... عکسهای هنری انداختی . از دراز کشیدن بابا بگیر تا عکس هنری که از جوراب بابا کنار ماشین لباسشویی . الهی قربونت برم . منم مجبور شدم یه سری به آرشیو تو رایانه بزنم و عکسهایی که ازت قبلا گرفته بودیم رو اینجا قرار بدم . ایشالله تو پست بعدی جبران کنم.



[موضوع : ]
[ شنبه 28 / 4 / 1393 ] [ 17:59 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
نیمه شعبان 93

سلام بابا جوونم . خوبی؟ الان که دارم این متن رو برات می نویسم ساعت 12 شبه و  شما دستهای کوچولو و نازنینت رو زیر چونه خوشگلت زدی و داری خواب هفت تا پادشاه رو می بینی . الهی فدات شم ببخشید . فکر کنم سه ماه شد از گذشت زمان آخرین نوشتم . بابا جوونم خیلی سرم شلوغه . ازطرفی امتحانات پایان ترم و از طرفی مشغله شدید کاری . تو به بزرگی اون قلب کوچیک اما دنیای مهربونیت من رو ببخش .امشب شب نیمه شعبان و جشن میلاد ولادت آقا امام زمان هستش . از خدا می خوام تو این شب عزیز که برای ما ایرانیها شب قشنگ و خاطره انگیزی هستش نگهدار تمام کوچولوها و پدر مادرهاشون باشه .راستش این مدت حرفها و کارهایی می کنی که فقط باید گفت هزار الله اکبر . فدات شم اون روز که با مامان از خونه مامانی اومدی تا در رو به روت باز کردم ازم با حالت تحکم و مثل این خانم معلمها پرسیدی : درس خوندی؟ الهی فدات شم . وقتی من سر جلسه امتحان می رم با مامانی تو اون لحظه دستهای کوچیکت رو به سمت آسمون می گیری و می گی : خدایا بابا خوب قبول شه . داشتی عکسهای چند سال پیش من رو می دیدی که یکباره گفتی چقدر کوچولو بودی ، البته منظورت این بود که چقدر جوون بودی . رفته بودیم شما ، یک هوای بسیار عاو جلوه بی بدیل قدرت الهی تو دریا نمایانگر بود ، وسوسه شدم و دل رو به دریا زدم و رفتم تو آب ، تا رفتم تو آب شما شروع کردی به گریه و جیغ زدن و داد و فریاد و ... خلاصه تو دلم گفتم خدایا توبه کردم از دست این خانم نمی شه تکون خورد .می دونم بابا ججوننم میدونم نگرانم شده بودی .

امشب بازیهای جام جهانی شروع میشه و خدا کنه تیم ایران با نتایج خوب بتونه دل و قلب مردم ایران رو شاد کنه . چند تا عکس هم به تلافی تاخیرهام برات می زارم گلبرگ طاقچه خونه بابا . دوستت دارم عزیزم .

این عکسی از آبشار زیبا تو جواهر ده رامسر هستش .خیلی زیباست

تصاویر شما در رامسر

تو بازار رامسر یک بزغاله بود که شما جوری بغل کرده بودیش که من بهش حسود

راستی به تله کابین هم می گفتی : هلی کوپتر

عکس بالا رو امسال گرفتی . گربه ای که در تصویر هست همون بچه گربه ای که در سمت راست تصویر پایین و حدود یکسال قبل انداختی . در واقع بچه گربه برای خودش مردی شده بود و تشکیل خانواده داده بود .

و اینها هم عکسهای باغ پرندگان تهران هستش :

این عکسها هم عکسهای نوستالژی خاطره انگیزه  گه تو دوربین بابایی بود :



[موضوع : ]
[ جمعه 23 / 3 / 1393 ] [ 0:24 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
بهترین موضوع برای شروع سال و سفر ملی خانم برای بار دوم به مشهد مقدس

سلام بابا جوونم . الهی فدات شم . قربون امام رضا برم هنوز یک هقته از جوارش بر نگشته بودیم حاجتم رو داد . دیدن کسی که خیلی دوست داشتیم ببینیمش . خدایا شکرت . هر چند موضوعاتی پیش اومد که ما رو نگران کرد و ودلمون بخاطر موضوعاتی که قبلا برای اون عزیز پیش اومده خیلی به درد  اومده اما خدا رو شکر . اگر خودش یاری کنه انشالله کم کم روزهای سختش تموم می شه و در آینده بهترینها رو خواهد داشت .خدایا شکرت . می دونم یک مقدار سر بسته برات نوشتم چون مجبورم بابا جون . ببخشید .قلب

خوب حال مش ملی چطوره؟سفر مشهد خوش گذشت؟ببخشید اگر دیر شده برای نوشتن . به خدا خیلی سرم شلوغه . کارم خیلی زیاد شده .  الهی فدات شم وقتی بردمت حرم برای زیارت ، زوار صلوات می فرستادند و وقتی دیدند تو صلوات رو به این قشنگی و با نمکی می فرستی ساکت می شدند و لبشون خندون می شد . بابا وقتی می رقتیم بازار شما تقریبا بخاطر کل بازار حتی بخاطر چیزهایی که مربوط به شما نبود و برای آدم بزرگها بود داد و فریاد می کردی و مثل سلطان تو عمو چورنگ می گفتی : می خوام.

اگر من بابای متمولی بودم و می تونستم کل اون چیزها رو بخرم باید تقریبا سه تا هواپیمای باربری رو اجاره می کردیم تا وسایل شما رو به تهران بیاریم.

قربونت برم تو حرم تا یه بچه می دیدی مثل آهو ، سبک بال میدوییدی دنبالشون و کلی باهاشون بازی می کردی.الهی فدات شم . عکسهای یادگاری شما از مشهد :

ما از 11 فروردین تا 15 فروردین مشهد بودیم . سه بار به شهربازی رقتیم و شما کلی کیف کردی .دل چند تا خانواده رو هم تو رستوران هتل با شیرین زبونیات برده بودی و حتی تو رو می گرفتن بغل و عکس مینداختند . الهی فدات شم . الان دو روزه که مریضی و به بابا کم محلی می کنی . اما حتی این کم محلی هم دل من رو می بره . ایشالله زودتر خوب میشی.

خوب اینها عکس مشهده :

خوب اینجا ملی خانم تو یک فیلم ترسناک ابفاگر نقش اول بوده

اینجا ملی خانم به همراه آیناز دختر مهندس تشریف بردن جنگل سرخه حصار . الناز رو وقتی بچه بود زیاد این جنگل می بردم.

این هم جشن تولد خاله شیما



[موضوع : ]
[ شنبه 6 / 2 / 1393 ] [ 22:53 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
سال نو مبارک دخترم

سلام دختر خوبم . الان که دارم این متن رو برات می نویسم دقیقا یکساعت مونده به تحویل سال . چه سالی ؟ سال 1392 با تمام خوبیها و یه اپسیلون ناسازگاریهاش ، داره جای خودش رو به سال جدید یعنی سال 1393 می ده . احتمالا این متن رو تو فرصت مناسب برات قابل نمایش می کنم . چون می خوام عکسهای سال تحویل رو هم برات اینجا قرار بدم .

نازگل بابا یکسال دیگه ، با هم و در کنار هم روزهای خوب رو سپری کردیم . خدا رو شکر . خدا رو شکر به خاطر همه نعمتهاش ، بخاطر اینکه مامانی و بابایی ها در کنارمون هستند . بخاطر وجود نازنین تو . بخاطر وجود مهربون مامان . خدا رو شکر که خانواده هامون در کنارمون هستند .

ملیسا دخترم . خیلی دلم هوای مادربزرگهام رو کرده . خدا رحمتشون کنه . مخصوصا مامان مادرم یک فرشته مهربون بود . خدایا تو این لحظه های آخر سال ، ازت می خوام که به استناد فرمایش حضرت محمد (ص) بهشت برین رو نصیب تمام پدر و مادرهایی که هستی و وجود خودشون رو نثار فرزندانشون کردند ، نصیب کنی .

دخترم حالا که حرف طلب و دعا و خواسته شد ، بازم بیا به رسم دو سال گذشته ، تو دستهای کوچیک و مهربونت رو به سوی خدا بالا بگیر و آمین بگو . من مطمئنم که خدا به آمین های تو نظر می کنه .

بیا دعا کنیم اول برای تمام بچه های مریض تا خدا قبل از شروع سال جدید لباس عافیت به تنشون کنه . بیا دعا کنیم خدا مادرهای مهربونی که بیمار هستند و حتی توان ندارند کودکانشون رو به آغوش بکشن شفا پیدا کنند . بیا دعا کنیم خدا هیچ مردی رو شرمنده زن و بچه هاش نکنه . بیا دعا کنیم آدمها اونقدر مهربون بشن تا دیگه هیچ وقت در برابر مشکلاتی که دیگران دارند و توان حل کردن اون مشکل رو ندارند ، دائم جمله این مشکل خودتون هست رو تکرار نکنند و به داد گرفتارها برسند. بیا دعا کنیم هیچ زندگی بخاطر مشکلات مالی و اقتصادی از هم نپاشه . بیا دعا کنیم تمام دخترها و پسرهای دم بخت برن به خونه بخت و خوشبخت بشن .بیا دعا کنیم زندانیهای کم گناه و بی گناه هر چه زودتر به آغوش خانواده هاشون برگردند . بیا برای شادی روح تمام رفتگان ، از خدا براشون طلب آمرزش کنیم . راستی بابا ، برای الناز خواهرزاده من هم دعا کن . خدایا تو خودت می دونی که ما همیشه قلب و فکرمون پیش النازه  ، پس خودت سلامت و پایدار حفظش کن .خسته شدی بابا؟ میدونم که تو هیچ وقت از آمین گفتن خسته نمی شی . هر وقت عمو پورنگ تو برنامه کودک دعا می کنه ، تو نازنین دختر یکی از آمین گوهاش هستی .

بگذریم بابا . امسال سومین عید رو در کنارت عکس میندازیم . امسال قابلیتها و توانائیهای زیادی بدست آوردی . تقریبا تبلت رو قورت می دی و احتمالا تو سال جدید ، چند تا از قطعات  تبلت رو خودت باز کنی و ارتقاش بدی . الهی فدات شم .

راستی بابا جوونم ، بدلیل ضیق وقت ، مامان امروز هنر خودش رو نشون داد و در کمترین فرصت و با کمترین امکانات یک سفره هفت سین برای خونه کوچولومون درست کرد . دستش درد نکنه . در آخر هم از لسان خودم از پدر و مادر مامانت می خوام تشکر ویژه کنم که واقعا این چند سال سنگ تموم گذاشتند و الطاف بی دریغشون همیشه شامل حال ما بوده . این حرفها رو می نویسم تا وقتی بزرگ شدی یادت بمونه که خیلی مدیونشون هستیم . دوستت دارم عزیزم . این عید رو به تو ، مامان ، خانواده هامون و تمام عزیزانی که وبلاگ تو رو بازدید می کنند تبریک و شاد باش می گم . به امید سالی که توش خوشی و خوشبختی برای تمام ایرانیان باشه .



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 6 / 1 / 1393 ] [ 11:28 ] [ بابای ملیسا خانم ناناز ] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد